تبليغاتX
حادثه ي عشق
حادثه ي عشق
بهترين چيز رسيدن به نگاهيست كه از حادثه ي عشق تر است..... 
قالب وبلاگ
سلام واینکه.. خیلی خوش اومدین و ممنون از حضور گرمتون... این پست ثابته ونظر خواهی فقط در این پست فعاله...ممنون می شم که نظر بدین.. در پناه مولا!
[ شنبه سوم دی 1390 ] [ 17:58 ] [ مهتاب ] [ ]

درد دارد … وقتی چیزی را کسر میکنی که با تمام  وجودت جمع زده ای !!

...


اگه خاطرخواه زیاد داری معنیش این نیست كه فوق العاده بی نقصی شاید خیلی ارزون قیمتی...!
...

از یه جایی به بعد آدم دیگه دوست نداره همه چی درست بشه!
دوست داره همه چی تموم بشه...

...

بدم میاد از اینایی که وقتی دارن از طرفشون جدا میشن براش آرزوی خوشبختی می کنن ..
داری میری برو دیگه فیلم بازی نکن..

...

از تنها بودنم راضی نیستم ؛ اما …. خوشحالم که با خیلی ها نیستم … !!!  

...

نه به دیروزهایی که بودی فکر می کنم
و نه به فرداهایی که "شاید" بیایی ...
می خواهم امروز را زندگی کنم ...
خواستی باش ... نخواستی نباش...

...

این روزها همه میرن! اگر کسی اومد تعجب کنین... مشکوک میزنه...!!!!
...

 

گاهی حتی جرات نمی کنم پشت سرم رو نگاه کنم که ببینم
جام خالیه یا نه !!؟

...

 

تلاش برای زنده کردن یک رابطه از دست رفته
مثل اینه که بخوای یه چای سردشده رو با ریختن آب جوش گرم کنی
نه رنگش مثل اول میشه نه طعمش

...

ارزانتر از آنچه که فکرش را بکند بود اما برای من گران تمام شد...
....

ای کاش انسانها همانقدر که ازارتفاع میترسیدند , کمی هم از پستی هراس داشتند !!

...

من که خدا نیستم 100 بار اگه توبه شکستی باز آی
رفتی به سلامت

...

بی انصاف...
من برای داشتنت دلی رو به دریا زدم که از اب واهمه داشت

...

همیشه به من میگن مثل بچه ی آدم رفتار كن...... من نمیدونم مثل هابیل باشم یا قابیل!؟

...

دلم بچگی میخواهد ! جلوی کدام مغازه پا بکوبم تا برایم آرامش بخرند ؟

...


 گاهی باید دست از سرش برداری ... و بجاش از پات ،

برای شوت کردنش استفاده کنی ... !

....

دوتا جمله خفن دارم نه حسین پناهی گردن میگیره نه دکتر شریعتی

موندم چیکارش بکنم !

....

 

چقدر خوبه بعضی از آدما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری
“از سادگی نیست”
شاید دیگه اونقدر واست مهم نیستن که روشون حساس باشی !!!

...

هر جا که می بینم نوشته است :
” خواستن توانستن است ”
آتش می گیرم !
یعنی او نخواست که نشد ؟!

...

چه رسم جالبی است !!!
محبتت را میگذارند پای احتیاجت …
صداقتت را میگذارند پای سادگیت …
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت …
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت …
و وفاداریت را پای بی کسیت …
و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج !!!

...

بعضی ها ازدور می درخشند!
نزدیک که می شوی یک تکه شیشه ی شکسته ای بیشتر نیستند!
که باید لگدی بهش زد تا از مسیر نور آفتاب دور شوند و چشمان دیگری را خیره نکند و گول نزنند

...

هی ( ر ا ه ) آمدم با تو …
هی (ه ا ر ) شدی با من …

...

یادتونه سر کلاس تخته پاک کن رو خیس میکردیم میکشیدیم رو تخته 
فکر میکردیم خیلی تمیز شد 
بعد که تخته خشک میشد میدیدم چه گندی زدیم...!

الان همین حس رو نسبت به زندگی دارم

...

یکی دکتر میشه..
یکی مهندس میشه..
.
.
.
.
منم درس عبرت شدم برا بقیه!!!

...

تنهایی یعنی اگه هزار بار هم از اول تا آخر لیست شماره های موبایلت رو نگاه کنی، نتونی یک نفر رو پیدا کنی که باهاش درد دل کنی.

...

نترسم که با دیگری خو کنی
تو با من چه کردی که با او کنی ؟

...
دلم می خواهد زندگی ام راموقتا بدم دست آدمی دیگر و بگویم : تو بازی کن تا من برگردم
فقط  نسوزیها

...

آدما میان زندگی میکنن، می میرن و میرن...
اما فاجعه زندگی اون زمان آغاز میشه که آدمی میره، اما نمی میره !
و نبودنش آنچنان در تو ته نشین میشه که تو می میری در حالی که زنده ای !

...

هر چیزی زمانی دارد.
"نفس هم که باشی" دیر برسی..!! من رفته ام...

...

شاید میان این همه "نامردی" باید شیطان را بستایم که "دروغ " نگفت، جهنم را به جان خرید اما "تظاهر" به دوست داشتن آدم نکرد..

...

قویترین آدم جهان اونی نیست که دویست و پنجاه کیلو رو یه ضرب بزنه.
قویترین آدم جهان زنیه که با وجود نامردیها،مزاحمتهای اطرافیان،زورگویی و ترس، هنوز تو این جامعه درس میخونه، رانندگی میکنه،کار میکنه، عاشق میشه، اعتماد میکنه،
مادر میشه و به بچه اش یاد میده انسان باشه.

...

[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 20:1 ] [ مهتاب ] [ ]
 

دوره ای شده که آدم دلش می خواد "پت" باشه ولی..

یه دوست واقعی مثل "مت" داشته باشه..

....

دلم برای شکستن هنوز کوچک بود
و منتهای غمش خواب یک عروسک بود
درون کوچه ی تردید باز گمشده بود
گناه از تو و من بود ؛ دل که کودک بود

....

این بار تو بگو که “دوستت دارم“….
نترس…..
من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید

....

 بے تـــــو
چشـــــم دیدن
چیــزهایے را که
با تـــــــو
دیده ام را نــــدارم

....

گاهی پروانه ها هم
اشتباه عاشق میشوند
بجای شمع
گرد چراغهای بی احساس خیابان میمیرند

....

هر کی که بهت گفت دوست دارم ،
باور نکن ،
خیلی ها میگن بارون رو دوست داریم
ولی با چتر میرن زیرش

....

برگــــــرد و همه ی دنیا را غافلــگیــــر کن

من حتـــی با خدا هم شرط بستـــم …♥

....

شکسپیر میگه:عشق مثل آبه می تونی تو دستات قایمش کنی

ولی یه روز دستات باز می کنی می بینی همش چکیده

بی اینکه بفهمی دستت پر ازخاطرست

....

 

گفتی تو دلم اول و آخر خودتی ، از هرچه که دارم ، بهترینش

ندیدم و زیر لب مکرر گفتم ، شاهزاده قصه های من ، خر خودتی

....

من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم!
نکند فرق به حالم
چه برانی
چه بخوانی
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی
نه من آنم که برنجم
نه تو آنی که برانی

....

افسانه ها را رها کن
دوری و دوستی کدام است؟؟
فاصله هایند که عشق را می بلعند
تو اگر نباشی
دیگری جایت را پر میکند!!
به همین سادگی

....

این خر درونمه که دوستت داره
و گرنه میدونی که خودم ازت متنفرم

....

برهنه می آییم …
برهنه می بوسیم …
برهنه می میریم …
با این همه عریانی ،
هنوز قلب هیچ کس پیدا نیست !
انوشه

....

صدای عشق… صدای قلب نیست، صدای گیتار

 نیست، صدای پیانو هم نیست، صدای عشق … صدای فنرهای تخته

….

هوس کرده ام خوب نباشم.

شاید حالم را بپرسی!

....
هیچ لذتی بالاتر از این نیست …که جواب تلفن های کسی رو ندی ، که قبلا جوابتو نمیداد…

....

دقت کردین !؟ دل میگه آره، تجربه میگه خفه…!

....

سیــــــــــر شدم …
بسکه سرد و گرم روزگار را چشیدم !

....
شاید اگر انسانیّــــــــــــت هم مارک دار بـــــــــــــود
خیلی از آدم ها به تن می کردند …
….

مشکل اینجاست که ما از هر کرمی انتظار پروانه شدن داریم ...


....

عاشقی شور نمی خواد. . .. . . شعور میخواد

….



خــودَم قَبـــول دارم کـــهنه شـــده ام

آنـــقدر کــهنه کــه می شــوَد

رویِ گَرد و خـــاک تَنـــَم یــادگــاری نــوشت

...بنویس و برو... !!!


....


باران همیشه می بارد، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند.
نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن . . .
....

دندانپزشک آخرین دندانِ گرگ را کشید ! نگاهی به صورت گرگ انداخت و پوزخندی زد ... ! گرگ زیر لب گفت : بخند ... اینست عاقبتِ گرگی که عاشق گوسفندی شده باشد ... !

....

من ، با کناری ات , کنار نمی آیم ! کنار می روم ……


....
“دوستت دارم” را برای هر دویمان فرستادی
هم من ، هم او
خیانت میکردی یا عدالت ؟

….

بی تفاوت باش .. به جهنم ! مگر دریا مُرد از بی‌ بارانی ؟!


....
وقتی " سگ " می شیم هیشکی دوستمون نداره !

ولی وقتی " خر " می شیم همه عاشقمون می شن !

….

گذشت اون وقتایی که آدما همدیگرو دور می زدن
الان دیگه از روی هم رد می شن !!
….

تیغ روزگار شاهرگ "کلامم" را چنان بریده ، که سکوتم "بند" نمی آید !

….

[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 15:17 ] [ مهتاب ] [ ]
همیشه این سوال ذهن مرا در بر میگیرد:

که چـــــــــرا؟

اعتماد نگاه دیگران به تن ِزن ختم می شود؟!

مگر زن خلاصه شده در همین یک بدن؟!

 

کاش او را برای مهربانی قلبش می خواستــــی...

نـــه آنکه فقط شب را با تو به سر کنـــد!!

 

تو!

تمام قلب این زن را تسخیــر کردی...

ولی فقط پیچ و تاب تنش زیباست؟؟؟

 

چـــــــــــــــــرا لبخنــــــــدش را نمی بینــــــــــــــی که از سردی ِ نگاهت

بر روی لبانــــــــــــــش یــــــخ زده..؟؟
[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 13:37 ] [ مهتاب ] [ ]
باز هفت سين سرور
ماهي و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
باز هم شادي عيد
آرزوهاي سپيد
باز ليلاي بهار
باز مجنوني بيد
باز هم رنگين کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان
باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب
باز آن سوداي ناب
کور باد چشم حسود
باز تکرار دعا
يا مقلب القلوب
يا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست
باز نوروز سعيد
باز هم سال جديد
باز هم لاله عشق
خنده و بيم و اميد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران
باید اوج بگیریم تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم
.
لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید،... رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن
روزهایت رنگارنگ
.
سال نو مبارک

[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 16:56 ] [ مهتاب ] [ ]

دوست داشتنت دروغ!

                  حرفات دروغ!

                    عشقت دروغ!

 

همه را ميدانم اما..

                                     نميتوانم کاری کنم..!!

[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 11:41 ] [ مهتاب ] [ ]
کلّ ِ دنیا را هم که داشته باشی...

باز هم دلت میخواهد ، بعضی وقتها...

فقط بعضی وقتها...

اصلا" برای ِ یک لحظه هم که شده، همه ی دنیای ِ یک "نفــر" باشی!!

[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 14:43 ] [ مهتاب ] [ ]

    اگر مي خواهي در ميانه جاده رهايم كني،بگذار همين جا بمانم،در ابتداي جاده منتظر مسافري ديگر مي نشينم،مسافري همراه تا انتها.

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 3:46 ] [ مهتاب ] [ ]

 انگاري من زيادي ام،ديگه واسه تو عادي ام

ديگه منو دوست نداري،بگو واسه تو من چي ام

چرا فرق نداره بود ونبود من برات

ديگه تمومه عشقمون حرفي نمونده تو چشات

ميخوام برم از پيش تو،ازم نميخواي بمونم

دوسم نداري بخدا،دوسم نداري مي دونم

چرا برات فرق نداره،بهم نمي گي كه نرو

اوني كه تنهات مي ذاره،هنوز دوست داره تورو

انگاري از گذشتمون،از اون دل شكستمون

چيزي يادت نمونده ودلت ميخواد بگي برو

ديگه بازي بسه،ميرم به دنيا عاشقم

ديگه تو راحتي گلم،تمومه من دارم ميرم

ميخوام برم از پيش تو،ازم نميخواي بمونم

دوسم نداري بخدا،دوسم نداري مي دونم

چرا برات فرق نداره،بهم نمي گي كه نرو

اوني كه تنهات مي ذاره،هنوز دوست داره تورو

 

....

پ.ن:كاش مي فهميدي قهر مي كنم كه دستمو محكمتر بگيري

كه بلند تر بگي بـــــمــــــون..

همين..........!!


ادامه مطلب
[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 11:43 ] [ مهتاب ] [ ]

مي گن هيچ عشقي تو دنيا مثل عشق اولين نيست

مي گذره يه عمري اما ... از خيالت رفتني نيست

داغ عشق هيچكي مثل اون كه پس مي زنتت نيست

چه بده تنها شي وقتي هيچ كسي هم قدمت نيست

                                             هيچ كسي هم قدمت نيست   

.

.

.

چه قده سخته بدوني اون كه مي خوايش نمي مونه

كه دلش يه جاي ديگه ست وهمه وجودش مال اونه

چه بده براي اون كه جون مي دي غريبه باشي

بگي مي خوام با تو باشم بگه مي خوام كه نباشي


ادامه مطلب
[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 13:33 ] [ مهتاب ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

.
.
.

***
سلام،اسم من مهتاب و...از حضور گرمتون در وبلاگم تشكر مي كنم و براتون آرزو مي كنم كه...آرزو ي كسي باشيد كه آرزويش را داريد...ممنون مي شم اگه من رو با نظراتتون همراهي كنيد...
در پناهش..
امکانات وب